محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

967

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كسى ترا پرستش نمىكند . » ابو بكر مىگفت : « اى پيمبر دعا بس است كه خدا وعدهء خويش را انجام ميدهد . » عمر بن خطاب گويد : به روز بدر وقتى پيمبر شمار مشركان را بديد و ياران وى سيصد و چند كس بودند و رو به قبله كرد و دعا كردن گرفت و مىگفت : « خدايا وعده اى را كه به من دادى وفا كن ، خدايا اگر اين گروه هلاك شود كس در زمين ترا پرستش نمىكند . » و همچنان دعا كرد تا ردايش بيفتاد و ابو بكر رداى وى را به دوشش انداخت و پشت سرش بايستاد و گفت : « اى پيمبر خدا ! پدر و مادرم بفدايت دعا كردن بس است كه خدا وعدهء خويش با تو وفا مىكند ، و خداى تبارك و تعالى اين آيه را نازل فرمود كه : « * ( إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ من الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ 8 : 9 ) * » [ 1 ] يعنى : آن دم كه از پروردگار خويش كمك مىخواستيد و پروردگارتان شما را اجابت كرد كه به هزار فرشتهء صف بسته مددتان مىدهم . ابن عباس گويد : به روز بدر پيمبر در خيمهء خويش بود و مىگفت : « خدايا به پيمان و وعدهء خويش وفا كن ، خدايا اگر خواهى پس از اين هرگز ترا پرستش نكنند » و ابو بكر دست وى بگرفت و گفت : « اى پيمبر خدا بس است كه با خدا اصرار كردى . » و پيمبر زره به تن داشت و برون آمد و اين آيات را مىخواند : « * ( سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ ، بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهى وَأَمَرُّ 54 : 45 - 46 ) * » [ 2 ] يعنى : به زودى اين جمع شكست مىخورد و پشت ( به جنگ ) كنند بلكه موعدشان رستاخيز است و رستاخيز سختتر است و تلختر . » ابن اسحاق گويد : هنگامى كه پيمبر خدا در سايبان بود لحظه اى او را خواب

--> [ 1 ] انفال : 9 [ 2 ] قمر : 45 و 46